۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۱, دوشنبه

یا امام عصر (عج)

همچو گنجشكي لب بام نشستم تا بيايي
با سكوتم هيبت غم را شكستم تا بيايي
يوسف م افتاده اي در چاه بيرحم جدايي
همچو يعقوب زعطر ت مست مستم تا بيايي
طاقت دوري كجا تا لحظه ها را مي شمارم
شعله اي در حسرت پروانه هستم تا بيايي
از سروده هاي خانم وكيلي تقديم به صاحب قلبها

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر